107

یهو دلم خواست حال این روزامو با پارسال همین موقع مقایسه کنم .

وضعیت الانم :

شبا بیدار تا 5،6 صبح . بعد میخوابم تا 2 بعد از ظهر . بعدش پای تلویزیونم تا 6،7 غروب و بعد تو اتاقم مشغول لپ تاپ و تلگرام و کانالا و اینستا تاااااا 5،6 صبح !

وضعیت پارسالم ( همین موقع ) :

تازه امتحانای ترمم تموم شده بود . تو یه مدرسه سر کار میرفتم ، تو خونه هم ترجمه انجام میدادم و گاهی وقت کم میاوردم !

انگار از سقف رسیدم به کف ...

خدا سال دیگه ( این موقع ) رو بخیر بگذرونه !

 

106

وقتی دلتنگ باشی

تمام آرامش یک ساحل را هم به تو بدهند

باز هم

دل تو بارانیست

خیس تر از دریا

خراب تر از امواج...

آدم چقدر زود پیر می شود ؛

وقتی احساسش ،

اضافه تر از درک آدم هاست..!

105

خوش به حال اونایی که آلزایمر دارن . چی بهتر از این که آدم خاطره های خوب و بدشو یادش نیاد ؟

اونا حداقل هر از گاهی که چشمشون می خوره به وسایل و نوشته ها و کلاً هر چیز قدیمی ای , دلشون به اندازه تک تک روزایی که زندگی کردن و به سنگینی وزن تک تک آدمای دنیا , نمی گیره !

مثلاً خود من , اگه الان آلزایمر داشتم ... کاش داشتم

 

پ.ن : کاش حتی هیچ وقت وبلاگامو درست نمی کردم که حالا که به هر کدوم سر میزنم , ببینم دیگه هیچ کدوم از بچه ها نیستن ! و این خودش یه درد بزرگه ...

 

104

میگن 30 سالگی بهترین سن برای هر شخصیه ‍!

میرم که ببینم درست میگن یا نه !

سلام پاییز قشنگ من ،‌سلام سی سالگی

103

زیبا سلام ...

زیبا ؟ این خواب دیگه خیلی طولانی شده ، نه ؟

102

ازین سفر همینقد برام بس که خادم چندتا از زائراتون شدم !

اولین دعامو همونجا براورده کردین ، بس که رئوفین آقای زیبای من ...

101

دقیقاً همینجوری که مدام این صفحه رو باز میکنم که مثلاً یه پست بزارم و هر بار بیشتر از دفعه قبل کلمه ها هجوم میارن و من اما نمی دونم چه جوری جملشون کنم ، دقیقاً همینجوریم تو زندگیم بلا تکلیفم !

مدام تصمیم گیریای بی انجام،مدام مصمم شدنای ساعتی،مدام بلند پروازیایی که تا سقفم نمی رسن ، مدام این من که تو خیالم میخوام هزار تا کار برای دنیا انجام بدم و حتی تو همین کارای ساده خودم موندم !!!

زیبای من ؟ کاش یا اینهمه عشق برای رسیدن به رویاهامو ازم بگیرین یا کمکم کنید یکم بهشون نزدیک بشم حداقل ! بندتونم خب ! چی میشه مگه ؟!!!

100

  امروزم تموم شد و رسماً 28 سالمون پر شد !

به قول شهاب حسینی تو فیلم درباره الی : ای وای ، ای وای ، ای وای ... 

28 سال از روزی که از عالم ذر روونم کردی گذشت ...

یه سال از روزی که قراره بیام پیشت کم شد ...

و بازم مثل همه آخر شبای روز تولدم دلگیره !

الهی ؟ کمکم کن امسال این 28 سال دور شدن ازتونو جبران کنم ! آمین

پاییز ، فصل تکمیل هنرمندی خدا مبارک


99

یادم نمیاد آخرین باری که دیدمت کی بود اما ... اینو میدونم دفعه بعدی که قراره ببینمت روز قیامته !!!

98

زیبا سلام ...

زیبا ؟ یا یه کاری برام بکنید یا خودم یه کاری میکنم !

همین

97

هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی ...

ازین زمانه دلم سیر میشود گاهی ...

96

ما که اینهمه روزه گرفتیم ، این یه روزم روش اما این رسمش نبود روحانی !!!

* خداییش نامردیه حتی عربستان 29 روزه باشه اونوخ ما 30 روزه ! والا !!!

95

در جریان باشین که من دیشب فیلم ِ روز واقعه رو به صورت پخش زنده دیدم !!! من فیلمشو تو خواب می دیدم ، کولر ِ همسایمون آهنگشو می زد ! :-ا


94

از سال 78 به بعد دفتر خاطرات داشتم و تا جایی که میتونستم ثبت میکردم خاطراتمو ...

اما امسال ... سال 91 ... حتی یه صفحشم رنگ خودکار به خودش ندید !!!

نه اینکه اتفاقی نیفتاده باشه ، نه ! اتفاقا ً کم نبود اگه میخواستم بنویسم ، مثلاً کربلا رفتنم ، سر کار رفتنم ، برای کنکور ارشد خوندن و قبول شدن و با کلی کشمکش دانشجوی یه شهر دیگه شدنم ، یه کار اینترنتی پیدا کردنو ...

اینا اتفاقایی بود که اگه میخواستم با جزئیات بنویسم میشد کلی از صفحات دفترم اما ...

یه چیزی کم بود برای نوشتن ... یه چیزی که باعث میشد حتی اینا منو سر ذوق نیارن

بذار اینطوری بگم که کاش این دلمردگی همینجا تو سال 91 بمونه و با خودم نبرمش به سال جدید !

آمین


93

زیبا سلام ...

زیبا هوای حوصله ... حتی دیگه نمیتونه ابری بشه !

زیبا ؟ تا کی ؟

92

رفتم یه آرایشگاه جدید ، گفتم خانم موهام خیلی میریزه ، لطفاً پسرونه بزنید برام !
گفت چرا میریزه ؟

گفتم : میگن عصبیه !

گفت : وا ! خب طلاق بگیر !!! ( بعدم این شکلی شد  )

گفتم : من مجردم !

گفت : اِ ؟ پس دوس پسر بگیر !!! ( و این شکلی  )

 ینی پیشنهاداشو کجای دلم میذاشتم من ؟؟؟!!!

* کاش بهش میگفتم آرایشگاهو جم کنه یه دفتر مشاوره بزنه !!! تعطیل !!!

91

سلام ...

وقتشه اسم این وب یکم تغییر کنه ! وقتشه 26 بشه 27 !!!

یه سال گذشت ! به همین سادگی یه سال بزرگتر شدم ! بزرگتر شدم واقعاً ؟؟؟!!!

90

به خانم کنار دستیم که کلی داره کلاس میذاره به مدرک حسابداریشو شرکت داییشو ... میگم گوشیتو سایلنت کن که اینجا بهت گیر ندن !

کلی با گوشیش دست و پنجه نرم میکنه آخرشم میگه آخه سایلنت گوشیم قللللللللفه !!!!!!!!!

بدون اینکه نگاش کنم میگم ینی چی ؟

میگه آخه اگه قللللللف نبود گوشیمو سایلنت میکردم رو گوشیه نامزدم !!!!!!!

به مرگ خودم اگه دروغ بگم !!!! خدایا جداً بعضی بنده هات محشرن !

89

دقت کردین تا حالا ؟

به اعتقاد دیگران اگه پولتو برا خودت خرج کنی ، شما یه آدمه ولخرجی !

اما اگه همون پولو برای همون دیگران خرج کنی اعتقادشون میشه این که شما خیلی دست و دلبازی

88

یه چند روزیه تصمیم گرفتم وصیت نامه بنویسم ! البته یه جورایی یکم متفاوت !

میخوام یکی از همین خونه های مجازیو کرایه کنم ، اونوقت هر روز کارایی رو که میدونم اشتباه بوده و احتیاج به حلالیت طلبیدن داره یا کلاً احتیاج به بخشیده شدن داره رو بنویسم . بعد تا جایی که میتونم خودم حلشون کنم و اون کارو از تو این صفحه ها پاک کنم و در نهایت زحمت پاک کردن اونایی که میمونرو بذارم برا اون بنده خدایی که بعد از من رمز وبم میوفته دستش !

فکر کنم خوب باشه ، نه ؟

87

نمیدونم از بزرگیه روح تو بود یا از حقیر بودن دل من ، اما هرچی که بود نگاه تو شد موندگارترین یادگاریم ازین سفر !!!

+ برام زود بود این سفر ...

86

سلام

ارغوان هستم ، یک بی نت اما نه بی معرفت !!!

اینطور که میگن قراره تا ۵ ساعت دیگه بشیم مسافر ...

راستش تا خودمو سر اون دو راهی نبینم که ندونم اول برم زیارت کدوم آقا ، باورم نمیشه که طلبیده شدم برا ی تو بین الحرمین ایستادن !!!

لایق اگر باشم از طرف همتون نایب الزیاره هستم اما ...

یادتون نره شمام برا من که چند روز بعد از برگشتنم کنکور دارم ، دعا کنید !

ینی اگه دعام نکنید من دعاهامو برای شما پس میگیرم ! گفته باشم

راستی ممنون که میخواین حلالم کنید 

85

دوستان عزیز توجه فرمایید ، زین پس به جای واژه غریب و نا مانوس ارغوان بگویید " شمسی " ! چرا که :

هر وبی میرم مشکلی ندارم اما به محض اینکه پنجره وب خودمو باز میکنم یهو تمام صفحه ها کلهم بسته میشه !

84

جناب پروردگار من ! با حفظ ادب میخواستم بگم روز قیامت منم از شما متقابلاً یه سوالایی دارما ! گفته باشم ! لطفاً خودتونو آماده کنید ...

83

امشب تعداد بغض های فرو خوردم از لقمه های نخوردم بیشتر بود ، مثل خیلی از شبهای دیگه !

82

دیوارهای این خانه با من غریبه شده اند ...

آدمــــــــــهای این خانه از من خسته ...

شواهـــــد اینـــــــــــطور میگویند ...

شواهـــــد چقدر بی رحمند !!!

81

همیشه این وقت سال که میشه آرزو میکنم کاش ما زاغه نشینی ، کمپ نشینی چیزی بودیم !!! والا سختیش کمتر از سختیه خونه تکونیه !!!

80

کیس اول : پسرِ کوچولوی تخس ِکلاس اولیه ما قرار بود از شنبه مبصر کلاسشون بشه ! ایشون در اقدامی کاملاً منصفانه از روز چهارشنبه یه دفترچه تهیه کردن با ۲ ستون خوبها و بدها و اسم همه بچه هایی رو باهاشون لج بوده تو لیست بدها نوشته !!!

کیس دوم : داداش کوچولوی دوستم وسط دعوا به آبجیش گفته دیونه ی زنجیره ای !!! ینی من کبود شدم از بس خندیدم !

+ از اونجایی که من عاشق پسر بچه های تخسم ، دارم از الان اینارو کاندید میکنم برا دخترم  

79

کنکورم گذشت ... یه چند ماهی روزامو معنا دار کرد ... شکر

قبول بشم که عالیه اما اگرم نشدم ...

اگرم نشدم همین حسایی که به واسطه این امتحان نصیبم شد برام یه دنیا ارزش داره ...

حس خوبی که گرفتم از حضور اونی که به خاطر من ۳ ساعت تو سرما ایستاد پشت در حوزه ...

یا حس خوبیکه هر بار بهم منتقل شد وقتی میگفت مطمئنم قبولی ! منتظرم بشیم هم اتاقی ...

یا اون حس محشری که وقتی فهمیدم برام نماز خونده و تسبیح به دست خوابش برده ...

وای اون حسو بگو که استرسی که من نداشتمو بقیه داشتن و متوسل شده بودن به مادراشون برا دعا ...

و ....

امیدوارم شرمندشون نشم و دلشونو شاد کنم !

78

قال ارغوان : " یه دختر به همون نسبت که برای زندگی کردن به هوا احتیاج داره ، به خواهرم احتیاج داره ؛ که اگه نداشته باشه ینی قاچاقی زندست ! "

جونم براتون بگه که منم تا پارسال قاچاقی زنده بودم ، اما ...

همیشه دلم میخواست یه خواهر کوچولو داشته باشم تا با تمام وجود اینهمه حس خواهریو نثارش کنم . تو هیچکاری پشتکار نداشتم اما تو این مورد انقد رفتم در خونه خدا و اومدم تا خسته شد و برا اینکه دست از سرش بردارم یکی از بنده های خوبشو بهم داد ، یکی از بـــــــــهترین و دوست داشتنی ترین بنده هاشو ...

میدونی ، الان تازه میفهمم چی نداشتم ... تازه میفهمم الکی نبوده اونهمه خواستنم ...

میدونی ، دست خودت نیست ، دختر که باشی دلت پر میکشه برا اینکه به یکی بگی آبــــجی و ازش بشنوی آبجی ...

میدونی ، وجود خواهر دنیای آدمو قشنگتر میکنه ...

میدونی ... نه ! تا تجربه نکنی نمیدونی چی میگم ، ینی تا خواهری مثل خواهـــر من نداشته باشی نمیدونی چی میگم !!!

خواهر کوچولوی من ...  18 سالگیت مبارک

از خدا برات هر چی خوبی و خوشی تو دنیا وجود داره رو میخوام ، قبل از اینا اما ...

از خدا میخوام حتی برا یه لحظه تنهات نذاره ...